تبليغاتX
**CUTE GIRL**

**CUTE GIRL**

***WELCOME***

چرا میگن بچه ننه نمیگن بچه بابا ؟ ( آخرشه )

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 3:26 PM  توسط مهنا(Mahna)  | 

در زندگی ات مواظب سنگریزه های بسیار كوچك اشتباهاتت باش

روزی مرشدی در میان كشتزارها قدم می زد كه با مرد جوان غمگینی روبرو شد.

مرشد گفت: حیف است در یك چنین روز زیبایی غمگین باشی.

مرد جوان نگاهی به دور و اطراف خود انداخت و پاسخ داد: حیف است؟! من كه متوجه منظورتان نمی شوم!

گرچه چشمان او مناظر طبیعت را می دید اما به قدری فكرش پریشان بود كه آنچه را كه باید دریافت نمی كرد.

مرشد با شور و شعف اطراف را می نگریست و به گردش خود ادامه می داد و در حالی كه به سوی بركه می رفت از مرد جوان دعوت كرد تا او را همراهی كند.

به كنار بركه رسیدند، بركه آرام بود. گویی آن را با درختان چنار و برگهای سبز و درخشانش قاب كرده بودند. صدای چهچهه پرندگان از لابلای شاخه های درختان در آن محیط آرام و ساكت، موسیقی دلنوازی را می نواخت.

مرشد در حالی كه زمین مجاور خود را با نوازش پاك می كرد از جوان دعوت كرد كه بنشیند. سپس رو به مرد جوان كرد و گفت: لطفاً یك سنگ كوچك بردار و آن را در بركه بیانداز.

مرد جوان سنگریزه ای برداشت و با قوای تمام آن را درون آب پرتاپ كرد.

مرشد گفت: بگو چه می بینی؟

- من آب موجدار را می بینم.

- این امواج از كجا آمده اند؟

- از سنگریزه ای كه من در بركه انداختم.

- پس لطفاً دستت را در آب فرو كن و حلقه های موج را متوقف كن.

مرد جوان دستش را نزدیك حلقه ای برد و در آب فرو كرد. این كار او باعث شد حلقه های جدید و بزرگتری به وجود آید. كاملاً گیج شده بود. چرا اوضاع بدتر شد؟ از طرفی متوجه منظور مرشد نمی شد.

مرشد از او پرسید: آیا توانستی حلقه های موج را متوقف كنی؟

- نه! با این كارم فقط حلقه های بیشتر و بزرگتری تولید كردم.

- اگر از ابتدا سنگریزه را متوقف می كردی چه؟!

از این پس

در زندگی ات مواظب سنگریزه های بسیار كوچك اشتباهاتت باش

كه قبل از افتادن آنها به دریای وجودت مانعش شود.

 هیچ وقت سعی نكن زمان و انرژیت را برای بازگرداندن گذشته و جبران اشتباهاتت هدر دهی. آثار اشتباهات بسته به بزرگی و كوچكی آنها بعد از گذشت مدتی طولانی و یا كوتاه محو و ناپدید می شوند. همان طور كه اگر منتظر بمانی حلقه های موج هم از بین خواهند رفت. اما اگر مراقب اشتباهات بعدی ات نباشی همیشه دریای وجودت پر از موج و تشویش خواهد بود. بهتر است قبل از انجام هر عملی با فكر و تدبیر عواقب آن را سنجیده و سپس عمل كنی. دست و پا زدن بیهوده بعد از حادثه ای فقط اوضاع را بدتر می سازد، همین و بس!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 11:28 PM  توسط مهنا(Mahna)  | 

ما کسایی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم!

ما گریه می کنیم برای کسایی که به فکرمون نیستن!

و ما به فکر کسایی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن!

این حقیقت زندگیه ،

عجیبه ولی حقیقت داره. اگه این رو بفهمی ،

هیچوقت برای تغییر دیر نیست....

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 3:33 PM  توسط مهنا(Mahna)  | 

forget-me-NOT

حكايت جالبي هست:

فراموش شدگان ، فراموش كنندگان را فراموش نمي كنند!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 4:15 PM  توسط مهنا(Mahna)  | 

Beauty pictures

این عکسارو حتماْ ببینید.

خیلی خوشگلن

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 12:9 PM  توسط مهنا(Mahna)  | 

بعضيا با غصه پيرن ...

بعضيا با غم رفيقن ...

بعضيا از بس عزيزن از دلا بيرون نمي رن...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 11:27 AM  توسط مهنا(Mahna)  | 

ماهی

ماهي شده بود باورش ،

تور اگه بندازن سرش ،

مي شه عروس ماهيا ....

ماهيه باورش نبود تور اگه بندازن سرش ،

نگاه گرم ماهي گير مي شه نگاه آخرش ........

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 12:22 PM  توسط مهنا(Mahna)  | 

عاشقانه

عاشقانه دوستت خواهم داشت

بی آنکه بخواهم دوستم داشته باشی

و عاشقانه در غم تو خواهم مرد

بدون آنکه بخواهم در مرگم اشکی بریزی ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 7:47 PM  توسط مهنا(Mahna)  | 

بهونه

ليز خوردن يه بهونست تا

دستهايي رو كه دوست داري محكمتر بگيري.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 12:4 PM  توسط مهنا(Mahna)  | 

My dear

هر کی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت .....

هیچ ادایی جای اون ناز و اداتو نگرفت .....

پیش هر نقاشی رفتم تورو نقاشی کنه....

روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 4:35 PM  توسط مهنا(Mahna)  |